درمدت چند روز آینده شما خواهید شنید و خواند خیلی زیاد فحش درمورد من، خیلی زیاد. ادامه بدید به خوندنش...اما عکس العمل نشون ندید. من نمی کنم. مثل موقعیه که تو با ماشین در حرکتی و میفهمی که یه سگ ماشینت رو دنبال میکنه...وغ وغ کردنش هم یک طرف. شما ماشین رو نگه نمیدارید و عکس العمل به سگ نشون نمیدید...شما نمیکنید...اینجا موضوعی نیست. من نمیخوام واکنش نشون بدم. من برایش وقت نمیذارم. گذشته از اینها، من زبون سگها رو نمیفهمم، به جز دوتای خودم – مای سون و مای جان.
متأسفانه در صنعت ما توسعه ی حرفه جشن موفقیت دیگران نیست...هر موقع شخص دیگری موفق میشه اینجا یه کسی سعی میکنه اون رو پایین بکشه. شما سعی تون رو افزایش نمیدید برای موفق شدن اما همیشه سعی میکنید موفقیت کس دیگه ای رو کاهش بدید...این جادوی این صنعته. شخصی خوبه که اونا بگن اما اونا میگن روزگاری این عصبی بوده. بسیاری از مردم بیرون آنجا بلند صحبت میکنن ما فقط یه شخص راهی شده...مرده! این مردم هرکسی که باشن – فقط کارشون رو میکنن – تنها هرچی که خوب بدوننش.
من ساکت موندن رو انتخاب کردم. من وقت ندارم برای پرداختن به جواب دادن. اما حتی خاموشی هم حرف میزنه. خاموشی بیشتر از غرش آسمان صدا میکنه. …’Bandar Sher ko chidhata hai….’ Sirf aawaaz kar sakta hai... Kabhi Sher ko maar sakta hai?(مثل همیشه هندی بود نفهمیدیم) اون نمیتونه هیچ کاری بکنه. اما وقتی شیر غرش بکنه، تمام گروه میمونها از درختها میافتند پایین!
پس به خوندن ادامه بدید... تمام بدبینی ها رو بخونید...بخونید تا اونا از نوشتن خسته بشن. همه این رو تحمل میکنن...اما نه به مدت طولانی. من فقط میگم خوب ببینید خوب احساس کنید و خوب انجام بدید، همین. همه تون رو دوست دارم.
شنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۸
پنجشنبه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۸
روز 36 - قدرت 10
من اعتقاد دارم که بیشتر وضعیتهای ناجور زندگی میتونه با کمی شوخی جور بشه. شوخی جز مکمل سینمای هند ماست و بیننده هامون عاشق شوخی هستند. همه ی کمدین های بزرگ سینمای ما از مردم تنگدست هستند...جانی والکر یه راهنمای اتوبوس بوده؛ محمود ساب متعلق به یه خانواده ی بااستعداد ولی فقیر بوده...جانی لیور تو کارخانه کار میکرده...حتی راجپال یاداو خودمون از خانواده ی طبقه ی متوسطی از ساهارانپور اومده، یو.پی. درواقع از مردم فقیر و متوسط هست اینها که صحنه های بزرگ با ارزش شوخی رو دارن پس مردم ثروتمند و موفقی هستن.
سهشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸
روز 35 - قدرت 10
واکنش من با مسابقه دهنده ها روی صحنه و بیرون صحنه معلوم کرده که بیشتر اونها دوستدار شوخی هستند، مردم ساده و برنده ی جایزه پاداش اضافه است برای اونها. من خوشحالم که بعضی مردم خیلی نیازمند مبلغ قابل توجهی رو برنده میشن، که زندگیشون رو خیلی تغییر میده. بالای لیست کارهام همیشه تعلیم و تربیت بچه هاست. این بچه های کوچیک کسایی هستند که آینده ی کشورمون هستند. در تمام این شوء من یه تصویر واضح بدست آوردم از پدیدار شدن، هند پرطراوت و چالاک. یه چیز دیگه اینه که بیشتر مردم که در دور اول حذف میشن، غبطه نمی خوردن و اونها به عنوان یه سرگرمی می پذیرنش. این هست درباره ی همه ی رفتار و عشق این حالت کناره نگرفتن. بعضی مسابقه دهنده ها برای من هدیه میارن. من آرزو دارم به بازداشتن این روند...من در عشق اونها غوطه ور هستم و می توانم این نوسان رو احساس کنم، که هیچ چیزی نداره انجام بده با هدیه ها. من عشق اونها رو فقط با بودن اونها اینجا با من احساس میکنم. وقتی تصمیم گرفتم که شوء رو اجرا کنم، این بود برای تشکر از طرفدار هام و دیدن مردم واقعی...اما به نظر میرسه که بدهی من از عشق حالا چند برابر افزوده شده. حالا من از عشق بزرگ اونها با خبر شدم. بارها من شگفت زده شدم چگونه خیلی خوب من با مردم معمولی متصل شدم و اونها رو ملاقات کردم این یه تجربه بود. من فکر می کنم تو اگه ساده و بی اختیار باشی، تو خوب متصل میشی. این قبلا ناشناس بود چگونه مسابقه دهنده ها بدون تلاش آشکار میکنن ترس و رویاهای پوشیدشون رو. من تشخیص دادم که خیلی سخته تا آشکار بشی...حتی حالا اما سعی میکنم. بهترین سعی برای رسیدن و گسترش دادن جادوی عشق...
اشتراک در:
پیامها (Atom)


