شنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

روز 37 - قدرت 10

درمدت چند روز آینده شما خواهید شنید و خواند خیلی زیاد فحش درمورد من، خیلی زیاد. ادامه بدید به خوندنش...اما عکس العمل نشون ندید. من نمی کنم. مثل موقعیه که تو با ماشین در حرکتی و میفهمی که یه سگ ماشینت رو دنبال میکنه...وغ وغ کردنش هم یک طرف. شما ماشین رو نگه نمیدارید و عکس العمل به سگ نشون نمیدید...شما نمیکنید...اینجا موضوعی نیست. من نمیخوام واکنش نشون بدم. من برایش وقت نمیذارم. گذشته از اینها، من زبون سگها رو نمیفهمم، به جز دوتای خودم – مای سون و مای جان.

متأسفانه در صنعت ما توسعه ی حرفه جشن موفقیت دیگران نیست...هر موقع شخص دیگری موفق میشه اینجا یه کسی سعی میکنه اون رو پایین بکشه. شما سعی تون رو افزایش نمیدید برای موفق شدن اما همیشه سعی میکنید موفقیت کس دیگه ای رو کاهش بدید...این جادوی این صنعته. شخصی خوبه که اونا بگن اما اونا میگن روزگاری این عصبی بوده. بسیاری از مردم بیرون آنجا بلند صحبت میکنن ما فقط یه شخص راهی شده...مرده! این مردم هرکسی که باشن – فقط کارشون رو میکنن – تنها هرچی که خوب بدوننش.
من ساکت موندن رو انتخاب کردم. من وقت ندارم برای پرداختن به جواب دادن. اما حتی خاموشی هم حرف میزنه. خاموشی بیشتر از غرش آسمان صدا میکنه. …’Bandar Sher ko chidhata hai….’ Sirf aawaaz kar sakta hai... Kabhi Sher ko maar sakta hai?(مثل همیشه هندی بود نفهمیدیم) اون نمیتونه هیچ کاری بکنه. اما وقتی شیر غرش بکنه، تمام گروه میمونها از درختها میافتند پایین!

پس به خوندن ادامه بدید... تمام بدبینی ها رو بخونید...بخونید تا اونا از نوشتن خسته بشن. همه این رو تحمل میکنن...اما نه به مدت طولانی. من فقط میگم خوب ببینید خوب احساس کنید و خوب انجام بدید، همین. همه تون رو دوست دارم.

0 نظرات: