چهارشنبه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

روز 30 - قدرت 10

بعضی از بیمارها میان به "انسان باشیم"، موسسه ی خیریه ی من با خواسته های خیلی عجیب و غریب... که ما باید همچنین بدهی های قدیمی که اونها برای بیماری شون پرداختن صاف کنیم. یکی از بیمارها از ما خواسته بدهی قدیمیش رو بپردازیم قبل از کمک به اون برای جراحی قلبش. ما اخیراً سرمایه گذاری کردیم روی جراحی دیگری و اون بیمار به توفیق خدا، حالا کاملا بهبود یافته. اولیای امور بیمارستان به ما اطلاع دادن که اون بیمار یه کپی از صورت حسابی که ما پرداختیم رو میخواد. ما گفتیم که فکر اونها نشون دادن صورت حساب به خیرخواه های دیگر و جمع آوری پول نقد بیشتر بود.

این واقعا من رو ناراحت و حتی عصبانی میکنه که بعضی مردم میخوان بهره برداری کنن حتی از بیماری و ناخوشی شون. در عوض سپاسگزارم برای چیزی که انجام دادن، اونها میخوان سریعتر انتقاد کنن برای چیزی که نتونستن انجام بدن. من مردمی رو دیدم که ادامه میدن به دوباره زنده کردن مصیبت ها و بیماری شون. اونها ادامه میدن به صحبت کردن در مورد اینکه چگونه اونها بدبخت هستن، حتی بعد از اینکه اونها بهبود یافتن. اونها هرگز نمیخوان گذشته بمیره و بره نه تنها اون رو به حال هم تحمیل میکنن و میخوان این رو به آینده هم حمل کنن. من این آناتومی غمگین رو نمیفهمم...

0 نظرات: