سه‌شنبه ۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

روز 29 - قدرت 10

هی امیدوارم همه تون آخر هفته خوبی گذرونده باشید! من در مورد موضوعی نزدیک به قلبم مینویسم و این چیزیه که امروز هم انجام دادم.

شما نیاز دارید سخت کار کنید برای بدست آوردن پول. تصمیم گرفتن که قسمتی از اون رو به خیریه بدی سختره اما پیدا کردن مردم لایق برای بخشیدن این سخت ترین کار است. در همه ی کتاب های مذهبی میگه که صدقه به نالایق اشتباه بزرگیه. اخیرا، من تصمیم گرفتم سرمایه گذاری کنم برای نجات زندگی حدود 9 لاخ، برای یه شخص خیلی لایق. و مشاور دکترم برای اون یه جا توی بیمارستان ناناواتی ترتیب داد. بیماران مقیم بندرا کمی بداقبال هستن که ما نمیتونیم این کار رو در بیمارستان لیلاواتی انجام بدیم. من اعتقاد دارم این نوع از طرز برخورد از برداشت چیزها برای تقدم اهداء به خواستار چیزهایی که واقعا برای بهبودی ضروری نیست. یک بار، پدرم سلیم خان به من گفت که اینجا فقرایی هستن که ادامه میدن به سوء استفاده از شخص هایی که سعی میکنن به اونها کمک کنن. این یه حیله آشکاره در کاسبی از گدائی با روش...یک بار یه گدای چلاق نزدیک شد به پدرم برای گرفتن پول برای خریدن "پای مصنوعی". پدرم تصمیم گرفت بپردازه و ترتیب داد برای اون سریعا یه پای مصنوعی بسازن، به جای اینکه به اون پول نقد بده. چه شوکی بود که اون شخص هرگز اون پاهای مصنوعی رو تحویل نگرفت! چون برای اون پول گرفتن راحت تر بود، یه گدای چلاق موندن! اون فقط برای به زور پول گرفتن اومد پیش پدرم به اسم خریدن پای مصنوعی.

0 نظرات: