Thursday، July 9، 2009
کنگنا نقشهای دختر استثنایی، دختر بیش از اندازه نگران، دختر بار، یه مدل معتاد و غیره رو بازی کرده. اجرای اون قانع کننده س که مردم باور کردن که اون شبیه نقشیه که بازی کرده. اون شخص ساده شوخ و با محبتیه و میتونه نقشهای نرمال رو به دوش بکشه. من به طور خوش آیندی غافلگیر شدم وقتی فهمیدم که اون پرورش شده ی کاتاک رقاصه. اون از درز بازی یه نقش فرمولی شکسته س. کنگنا "قدرت ده" رو خیلی خوب بازی کرد. من دیدم که اون میخواست سعی کنه هر سوالی رو تجزیه کنه و عملی منطقی به نتیجه برسه. من متعجبم که اون این رو روی خودش در سینمامون ساخته. من خوشحالم که اون "کیتز" رو با ریتیک روشن انجام داده. حتی نقشهای کوچیک در فیلمهای بزرگ کمک میکنه به خاطر نمایش وسیع. کنگنا از یه شهر شمالی کوچک اومده، یه دختر از منطقه ی پر از تپه نه مفهومی که اونها در فیلمها ارائه میدن. اینجا تفاوت بزرگی بین دخترهایی که در شهرهای بزرگ بدنیا میان و بزرگ میشن و دخترهایی که از شهر های کوچک میان وجود داره. این تفاوت به وسیله ی کامپیوتر و تکنولوژی خیلی محدود شده. تکنولوژی دنیا رو کوچک کرده. مساحت ارتباطات چند برابر افزایش یافته، هنوز تعدادی از چیزها بیان نشده باقی مانده. هر چقدر ما بیشتر بگیم هنوز بیشتر چیزها ناگفته باقی میمونه. انسان هرگز خودش رو کامل آشکار نمیکنه.
Tuesday، July 7، 2009
بارش به مدت طولانی در مومبای ادامه داره، از 7 ژوئن به بعد دوره باد موسمی داخل شده اما ادامه ی امسال، تابستان خیلی سخته، در طی این باد موسمی خشک، این فقط در چشمهای مزرعه داران میباره. برادرم سهیل یه فیلم درمورد مشکلات مزرعه دارها ساخته. "کیسان" یه میزبان چشمگیر با پیام اجتماعی قوی است. بازار میخواد که به زور مزرعه دارها زمینهاشون رو برای صنعت سازی بفروشند. تمام دسیسه نقشه ی بادقتیه که برادرها از هم جدا شن پس اونها زمین رو میفروشن. این چهره ی جدید بردگیه. گرچه بارش زمین زیبایی معنوی برای مومبای هست. دریا پیشرفت کرده و مومبای در آب فرو رفته. باد موسمی جاذبه ی گردشگری بیشتری به شهر داده. این یه تجربه از سواری بر آغاز جدید اتصال دریا در مدت بارش هست. سواری دریایی - گردنبند ملکه الهه ی زیبایی این فصل شده. از طرف دیگر این باد موسمی برای مردم فقیر که خونه هاشون رو سیل گرفته بیشتر رنج آوره. روزانه کسانی که پول بدست میارن بدون غذا میرن. پسرهای کفش براق از کار میرن بیرون. خاطره ی 26/7 عمیقانه در روح مومبای دلخراش هست. پیش بینی کردن که امسال موج به ارتفاع خطرناکی در 24 جولای 2009 پیشرفت میکنه. من مطمئنم که روحیه ی مومبای بر همه ی اینهایی که طبیعت ساخته غلبه میکنه. چاره سازی مدت طولانی برای بیشتر مشکلات ما کاشت درختهای تنومنده.
Thursday، July 2، 2009
بچه ها من روز دیگه ای درمورد این که چقدر سگها رو دوست دارم باهاتون صحبت کرده بودم. یدفعه سگ محبوبم، مای جان مریض شد. اون خیلی بد حاله و برای معالجه ی شدید در بیمارستان بستریه. هموگلوبین اون در وضعیت خطرناکیه به خاطر عفونت معده. خیلی خون از دست داده. هر روز بعد از فیلمبرداری پر انرژی قدرت 10 من به بیمارستان میرم و شب رو با جان بد حالم میگذرونم. من فقط برای چند ساعت در صبح به خونه ام میرم برای آماده شدن برای فیلمبرداری. این که اون رو در عذاب میبینم قلبم رو میشکونه. من با مریضی اون وحشتناک ناراحتم. تنها چیزی که خوشی رو نگه میداره اینه که گزارشات بیوپسی چیزی از سرطان نشون نده. با این احساس ناراحتی، من شوء رو با خوشی، آواز خوندن و رقصیدن اجرا کردم. تا گریمم تموم بشه، من خودم رو برای اجرا آماده کرد. این سخته اما من این رو در قدمم به عنوان یه آزمایش تخصصی گرفتم... از مخفی کردن چیزی که من در این لحظه احساس میکنم. برنامه های تلویزیون خیلی محکمه من فهمیدم و کسی نمیتونه آزادی بگیره. در فیلمبرداری یه فیلم من میتونم لغوش کنم یا تأخیر بندازمش تا مای جان از بیمارستان بیرون بیاد.
من در تعجبم اگه شخص مذهبی تعصب دار درمورد اهداء خون، عقیده، رنگ و مذهب فکر میکنه یا نگرانه وقتی اونها به انتقال خون برای نجات دادن زندگی احتیاج دارن... وقتی شخصی ناخوشه، اونها به برادرهای جهانی اعتقاد دارن اما وقتی اونها درخور جنگن اونها به هر نوع تعصب، تبعیض و نفرتی تن در میدن. این در احترام حیوانها بهتر از انسانهاس چون آنها هیچ تبعیض و طرف دینی ندارن. اونها واقعا انسانی هستند.
من اینو دوست ندارم که وقتی ما برای وصف فشار زندگی انسان حیوانها رو نسبت میدیم. ما بارها گفتیم اون مثل سگ زندگی میکنه. خیلی از فحشهای احمقانه ی ما شامل سگ، خر و دیگر حیواناته. اینکه ما حیوانات رو دوست نداریم و بهشون احترام نمیزاریم نادانی و غرور پوچ انسان است. نیست؟
من در تعجبم اگه شخص مذهبی تعصب دار درمورد اهداء خون، عقیده، رنگ و مذهب فکر میکنه یا نگرانه وقتی اونها به انتقال خون برای نجات دادن زندگی احتیاج دارن... وقتی شخصی ناخوشه، اونها به برادرهای جهانی اعتقاد دارن اما وقتی اونها درخور جنگن اونها به هر نوع تعصب، تبعیض و نفرتی تن در میدن. این در احترام حیوانها بهتر از انسانهاس چون آنها هیچ تبعیض و طرف دینی ندارن. اونها واقعا انسانی هستند.
من اینو دوست ندارم که وقتی ما برای وصف فشار زندگی انسان حیوانها رو نسبت میدیم. ما بارها گفتیم اون مثل سگ زندگی میکنه. خیلی از فحشهای احمقانه ی ما شامل سگ، خر و دیگر حیواناته. اینکه ما حیوانات رو دوست نداریم و بهشون احترام نمیزاریم نادانی و غرور پوچ انسان است. نیست؟
Friday، June 26، 2009
فیلمبرداری با مالیکا شروات و ویجندرا - قهرمان بوکس کاملا خوشی خالص بود. اونها از فیدهای متفاوتی اومدن اما جرأت نبردشون به عنوان حلقه ی معمولی کار کرد. مشت مالیکا تقریبا قدرتمندتر از ویجندرا هست ها ها ها. اون دلیره، اون هست. مالیکا به مومبای اومد بدون هیچ دوستی در صنعت فیلم سازی و نه هیچ سرپرستی برای بالا بردن حرفه ش. اون یه زن خود ساخته ی محکمه. با اینکه از یک روستای کوچک و زمینه ی طبقه ی متوسط اومده، اون هیچ بازداری رو نشون نداد و شیوه ی اجرای خودش رو باز کرد. اون از بدنش برای ابراز احساسات درست و بدست آوردن طرفدارهاش استفاده میکنه. دیدگاه اون به زندگی مدرنه و ایفای نقشش خیلی شایسته س. اون برای عقیده ی محکمش جرأت چشمگیری داره. من رفتارش رو دوست دارم. راه رفتنش، رفتارش و زبان بدنش فقط یه چیز رو اعلان میکرد "من مراقب یه لعنت برای کسی هستم" اون یه طغیانگره در جستجوی آزادی کامل - آزادی دستور، آزادی عقیده و شیوه ی زندگی سنتی. آزادی جنسی یک موضوع کوچکیه در خواستن آزادی کامل در صحبت و فکر.

ویجندرا و مالیکا هر دو اهل هاریانا هستن. لحجه ی هاریاناوی خیلی دلپذیر و دوست داشتنیه. وقتی تو یه جمله ی ساده رو به هاریاناوی میگی، این بنظر بامزه میاد - بامزه ی شاد و کمی شیطانی. فیلمبرداری این قسمت با دو مردم سر زنده و دلیر خوشی بزرگی بود. از شوء لذت ببرید.
ویجندرا و مالیکا هر دو اهل هاریانا هستن. لحجه ی هاریاناوی خیلی دلپذیر و دوست داشتنیه. وقتی تو یه جمله ی ساده رو به هاریاناوی میگی، این بنظر بامزه میاد - بامزه ی شاد و کمی شیطانی. فیلمبرداری این قسمت با دو مردم سر زنده و دلیر خوشی بزرگی بود. از شوء لذت ببرید.
Monday، June 22، 2009
ما برای فیلمبرداری یک آهنگ برای فیلم "خواسته شده" بونی کاپور به کارگردانی پرابو دوا در یونان بودیم. من هروز صبح به پیاده روی میرفتم. یک بار در حین راه رفتن، سورپیرایز خوش آیندی شدم وقتی فهمیدم یک سگ دنبالم میکنه و کمی که راه رفتم سگ های همسایه ها هم اضافه شدن.
من بارها توی هند سگها رو در خیابانهای مختلف دیدم که با هم دشمن هستن و با تجاوز موافقت نمیکنن اما این در یونان اتفاق نیوفتاد. و وقتی من برگشتم سگها با یکدیگر خداحافظی کردن و به راه جداگانه ی خودشان رفتن.
من عاشق سگ هستم و گاهی اوقات حتی با اونها مثل انسانها رفتار میکنم. من عاشق سگها هستم. اونها خیلی باوفا هستن و تو رو بدون قید و شرط دوست دارن. میدونستید که وقتی یه عاشق سگ یکی از دوستهاش رو که اونم سگ داره رو ملاقات میکنه، سگها از دور شما رو بو میکشن و برای نشان دادن عشقشون تأمل نمیکنن. خب سگها در یونان منو مبهوت کردن. اونجا رقابتی بین سگها از مکانها و خیابانهای مختلف نبود. من در حیرتم که الگوی فرهنگ تأثیر میذاره روی سگها از ملتهای گوناگون... ما هندی ها در مقابل یکدیگر دعوا میکنیم. ما تاریخ طولانی جنگهای به وسیله ی برادرها داشتیم. خصومت خانواده به خاندان آسیب میزنه. من چیزی درمورد تاریخ یونان نمیدونم. این میتونه بعضی از فرزندان رو مهربون و بعضیها رو وحشی بکنه. من فقط میدونم اونها در راه خودشون دوست دارن و بیان میکنن. هر سگ متفاوته و هرگز نمیتونه جایگذین بشه اما دوست داشتن و پذیرفتن یک بچه سگ به ما درس میده این شگفت انگیزه... .
من بارها توی هند سگها رو در خیابانهای مختلف دیدم که با هم دشمن هستن و با تجاوز موافقت نمیکنن اما این در یونان اتفاق نیوفتاد. و وقتی من برگشتم سگها با یکدیگر خداحافظی کردن و به راه جداگانه ی خودشان رفتن.
من عاشق سگ هستم و گاهی اوقات حتی با اونها مثل انسانها رفتار میکنم. من عاشق سگها هستم. اونها خیلی باوفا هستن و تو رو بدون قید و شرط دوست دارن. میدونستید که وقتی یه عاشق سگ یکی از دوستهاش رو که اونم سگ داره رو ملاقات میکنه، سگها از دور شما رو بو میکشن و برای نشان دادن عشقشون تأمل نمیکنن. خب سگها در یونان منو مبهوت کردن. اونجا رقابتی بین سگها از مکانها و خیابانهای مختلف نبود. من در حیرتم که الگوی فرهنگ تأثیر میذاره روی سگها از ملتهای گوناگون... ما هندی ها در مقابل یکدیگر دعوا میکنیم. ما تاریخ طولانی جنگهای به وسیله ی برادرها داشتیم. خصومت خانواده به خاندان آسیب میزنه. من چیزی درمورد تاریخ یونان نمیدونم. این میتونه بعضی از فرزندان رو مهربون و بعضیها رو وحشی بکنه. من فقط میدونم اونها در راه خودشون دوست دارن و بیان میکنن. هر سگ متفاوته و هرگز نمیتونه جایگذین بشه اما دوست داشتن و پذیرفتن یک بچه سگ به ما درس میده این شگفت انگیزه... .
اشتراک در:
پیامها (Atom)


