پنجشنبه ۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

این واقعا خوشی بزرگی بود که دوست قدیمیم فرح خان و "اکتشافش" دیپیکا پادیکون رو در شوءم داشتم. فرح و برادرش ساجید از وقتی که ما بچه بودیم با ما دوست هستن. پدرهامون کامران و سلیم خان هر دو بازیگرهای یه دوره بودن، در بمبئی. من به طور واضح یادمه که برای آموزش رقص "منه پیار کیا" سورج بارجاتیا، فرح رو همراه خودم داشتم. اون به خاطر حرکات ناشی من فرار کرد! اخیرا فرح یک آهنگ رو برای فیلم برادرم سهیل طراحی رقص کرد، "مین اور میسیز خانا". اون مدت زیادی در سینما تلاش کرده اما این سخت کار کردن و از خودگذشتگی اونه که سود گرانبهایی رو در آخر پرداخته. دیپیکا این رو آسون داشت چون فرح مراقب اون بود و در "اوم شانتی اوم" حاضرش کرد. فرح همیشه مثل پسرهاس و ما همیشه باهاش مثل دوستهای مرد دیگه مون رفتار میکنیم. اون احساس فوق العاده ای از شوخی داره و میتونه جوکهای مردونه رو بدون پلک زدن بیان کنه.
video
دیپیکا زمان کمی رو اینجا بوده اما انگار قدیمیه. اون حرفه اش رو دنبال میکنه مثل کسی که شطرنج بازی میکنه، همیشه چند حرکت به جلو، با اینکه من گمان میکنم اون بدمینتون رو تا حد سطح کشوری بازی میکرده و برای مرحله ی ملی ثابت شده بوده. فیلمبرداری این قسمت سرگرمی خوبی بود چون هر سه ی ما رقصیدیم، خوندیم و شوخی کردیم. ملت، از این قسمت لذت ببرید.

جمعه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

من به شدت خوشحال بودم که عرفان پاتان همراه رفیق قدیمیم شیلپا شتی مهمون شوءم بودن. چیزی که بیشتر از همه من رو تحت تأثیر قرار داد اینه که زمان هیچ وقت روی همیشه سبز بودن شیلپا تأثیر نمیذاره. اون فوق العاده ثابت و مثل همیشه سر زنده س. عرفان پاتان غیر جدی و ساده است و ارتباط با اون لذت بخش بود. اون هیچ روپوشی نمیذاشت درحال پاسخ دادن به سوالهای خصوصی مثل عشقش و اینکه به زودی با اون ازدواج میکنه. من معتقدم اینجا بعضی از سختی ها به خاطر دین در آیین خانواده هست. پدرم در یه فیلم به اسم "شرشاه سوری" بازی کرده. اون به من گفته که وقتی رانی کارماواتی از چیتورگار به وسیله ی دشمنها احاطه شده بوده اون ازش دستبند برادری راخی خواسته، امپراتور مغول همایون از اون دفاع کرده و اون این کار رو میکنه و سلطنتش رو از دست میده. ما همچین میراث بزرگی از عشق و کلاه خود برادر داریم؛ من نمیدونم چطور ما وقتمون رو با دشمنی بین دین کثیف میکنیم.

عرفان صداقت رو نشون داد و این نوعی از جوان مدرن ماست که هنوزغیر جدی مستقیم به جلو میرن. شیلپا شتی به این نسل تعلق نداره، اما اونم خیلی صادق و خاکیه. من مدت طولانیه که شیلپا و خانواده ش رو میشناسم. اون تلاش زیادی کرده و حالا به خاطر موفقیت نمایشش در لندن ستاره شده. دوست خوب اون بهش یه سهم در تیم آی پی ال رویال راجستان که یوسف برادر عرفان بازی میکنه هدیه داده. برادران پاتان بازیکنان شگفت انگیزی هستن.
video

پنجشنبه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

پدرم سلیم خان و برادرم آرباز عاشق کریکت هستن و درمورد این واقعا احساسی هستن. اونها با خیلی از کریکترهای بین الملی دوست هستن. در حقیقت، پدرم در روزهای کالجش خیلی کریکت بازی میکرده و حتی یه زمانی رویاش این بوده که یه کریکتر بشه. بابا در تیم کریکت ایندور و هولکار برای ده سال به طور باشکوهی بازی کرد. اولین کاپیتان هند کول.سی.کی. نایدو متعلق به تیم هولکار و کاپیتان مشتاق علی به شیوه ی یک-روز قبل از اینکه بوجود بیان بازی کردن. پدرم خوشبخته که در نبرد فرصت دیدن کول. نایدو و کاپیتان مشتاق علی رو داشت. یکبار اون یه ضربه ی سنگین از کول. نایدو گرفت. اما درحالی که بازی مشتاق علی رو نگاه میکنه، اون فهمید که نباید هرگز اینطوری بازی کنه پس حرفه ی دیگه روانتخاب کرد. آرباز هم با بازیکنان کریکت کشورهای مختلفی آشناس. اون اخیرا برای T20 فینال به لندن پرواز کرد نگه داشته شده در انگلستان.

پنجشنبه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

کنگنا نقشهای دختر استثنایی، دختر بیش از اندازه نگران، دختر بار، یه مدل معتاد و غیره رو بازی کرده. اجرای اون قانع کننده س که مردم باور کردن که اون شبیه نقشیه که بازی کرده. اون شخص ساده شوخ و با محبتیه و میتونه نقشهای نرمال رو به دوش بکشه. من به طور خوش آیندی غافلگیر شدم وقتی فهمیدم که اون پرورش شده ی کاتاک رقاصه. اون از درز بازی یه نقش فرمولی شکسته س. کنگنا "قدرت ده" رو خیلی خوب بازی کرد. من دیدم که اون میخواست سعی کنه هر سوالی رو تجزیه کنه و عملی منطقی به نتیجه برسه. من متعجبم که اون این رو روی خودش در سینمامون ساخته. من خوشحالم که اون "کیتز" رو با ریتیک روشن انجام داده. حتی نقشهای کوچیک در فیلمهای بزرگ کمک میکنه به خاطر نمایش وسیع. کنگنا از یه شهر شمالی کوچک اومده، یه دختر از منطقه ی پر از تپه نه مفهومی که اونها در فیلمها ارائه میدن. اینجا تفاوت بزرگی بین دخترهایی که در شهرهای بزرگ بدنیا میان و بزرگ میشن و دخترهایی که از شهر های کوچک میان وجود داره. این تفاوت به وسیله ی کامپیوتر و تکنولوژی خیلی محدود شده. تکنولوژی دنیا رو کوچک کرده. مساحت ارتباطات چند برابر افزایش یافته، هنوز تعدادی از چیزها بیان نشده باقی مانده. هر چقدر ما بیشتر بگیم هنوز بیشتر چیزها ناگفته باقی میمونه. انسان هرگز خودش رو کامل آشکار نمیکنه.

سه‌شنبه ۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

بارش به مدت طولانی در مومبای ادامه داره، از 7 ژوئن به بعد دوره باد موسمی داخل شده اما ادامه ی امسال، تابستان خیلی سخته، در طی این باد موسمی خشک، این فقط در چشمهای مزرعه داران میباره. برادرم سهیل یه فیلم درمورد مشکلات مزرعه دارها ساخته. "کیسان" یه میزبان چشمگیر با پیام اجتماعی قوی است. بازار میخواد که به زور مزرعه دارها زمینهاشون رو برای صنعت سازی بفروشند. تمام دسیسه نقشه ی بادقتیه که برادرها از هم جدا شن پس اونها زمین رو میفروشن. این چهره ی جدید بردگیه. گرچه بارش زمین زیبایی معنوی برای مومبای هست. دریا پیشرفت کرده و مومبای در آب فرو رفته. باد موسمی جاذبه ی گردشگری بیشتری به شهر داده. این یه تجربه از سواری بر آغاز جدید اتصال دریا در مدت بارش هست. سواری دریایی - گردنبند ملکه الهه ی زیبایی این فصل شده. از طرف دیگر این باد موسمی برای مردم فقیر که خونه هاشون رو سیل گرفته بیشتر رنج آوره. روزانه کسانی که پول بدست میارن بدون غذا میرن. پسرهای کفش براق از کار میرن بیرون. خاطره ی 26/7 عمیقانه در روح مومبای دلخراش هست. پیش بینی کردن که امسال موج به ارتفاع خطرناکی در 24 جولای 2009 پیشرفت میکنه. من مطمئنم که روحیه ی مومبای بر همه ی اینهایی که طبیعت ساخته غلبه میکنه. چاره سازی مدت طولانی برای بیشتر مشکلات ما کاشت درختهای تنومنده.